پدر؛بودنت یعنی همیشه آرامم...
پدر ای وجودم از تو قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفس هات هستی من جان گرفته
بابا جونی؛ با زبون بچگونه خودم می خوام بهت بگم که:تو این 10 ماهه با تعریفای مامانی فهمیدم که پشتم به تو گرمه.مامانی میگه اولین کلمه ای که گفتی بب به معنی بابا بود که خندرو رو لبای بابایی آوردی،نمیدونم اگه تو یا اصلا کلمه بابا نبود،زبونم چه طور میچرخید،صدات نزنم!آخه من همش میگم بابا!
بابایی راستش بگم،گاهی وقتا اصلا باهات کاری هم ندارما،ولی برای دل خودم دوست دارم صدات کنم ؛بابا!
بابایی انقدر با دستای مهربون و زحمتکشت انس گرفتم که وقتهایی هم که پیشم نیستی دلم لک میزنه،دستام و بگیری.آخه هر بار که دستام میگیری،خیالم راحت میشه.
مامانی میگه:بابایی خیلی عاشقته و دیوونه وار دوست داره،برات زحمت میکشه که تو راحت زندگی کنی و سرت همیشه بالا باشه.
بابایی منم خیلی خیلی دوست دارم و تمام تلاشم میکنم وقتی بزرگ شدم با کارای خوبم ذره ای از محبتات جبران کنم،آخه مامانی همیشه میگه بابایی عاشق کارهای خوبه...
روزت مبارک بابای گلم
باباجونی قابلت نداره



پدر؛بودنت یعنی همیشه آرامم... 





